جدید ترین مطالب



2

Plankton, [22.12.16 16:54]
ذهن تو ابزار است . وسیله است . ذهن هست تا تو آن را برای کارهای خاص به کار بگیری وقتی کار خود را انجام دادی آن را زمین بگذاری. باید بگویم هشتاد تا نود درصد فکرهای مردم نه تنها ملال آور و بیهوده بلکه آسیب رسان هم هستند. ذهن خویش را مشاهده کن تا حقیقت این حرف را ببینی. فکر تو موجب نشت کردن و هدر رفتن انرژی حیاتی تو میشود. این نوع فکر ناخواسته در واقع اعتیاد توست.

Plankton, [22.12.16 16:55]
اعتیاد چیست؟ اعتیاد یعنی چیزی که تو نمیتوانی متوقفش کنی . یعنی چیزی که ظاهرا از تو قوی تر است. چیزی که در ضمن به تو احساس دروغین لذت هم می دهد. لذتی که سرانجام به درد منتهی می شود.

Plankton, [22.12.16 16:57]
چرا به فکر معتاد می شویم؟‌زیرا تو خود را با فکر خود یگانه می پنداری. یعنی از محتوا و فعایت های ذهنی خویش تصویری از خود میسازی . زیرا باور کرده ای که اگر فکر تو متوقف شود دیگر خود تو نیز نخواهی بود.

نفس :‌خود شبح وار - زاده ی ذهن

برای آدم های گوناگون معناهای گوناگون - خود دروغین

نفس به لحظه حال اهمیت نمی دهد فقط گذشته و آینده را جدی میگیرد.این وارونه انگاشتن حقیقت توسط نفس دلیل کارکرد غلط ذهن است. نفس همیشه متوجه زنده نگه داشتن گذشته است زیرا بدون گذشته تو چه کسی هستی . نفس مدام خود را به آینده فرافکنی می کند تا بقای خود را تضمین کند و بدینسان با یافتن چیزی در آینده خود را تسکین دهد . نفس می گوید بلاخره یک روز زمانی که این اتفاق و یا آن اتفاق بیوفتد وضعم درست خواهد شد خوشبخت خواهم شد آرامش خواهم شد. حتی زمانی که نفس به لحظه حال میپردازد لحظه حال را نمی جوید لحظه حال را بد می فهمد زیرا از دریچه چشمان گذشته به لحظه حال نگاه می کند. یا اینکه زمان حال را به وسیله ای برای رسیدن به هدفی فرو میکاهد . هدفی که همواره در آینده ساخته و پرداخته ذهن قرار دارد.

 

کلید رهایی در لحظه حال است. 

 

فکر کردن و آگاهی هم معنا نیستند. فکر کردن جنبه ی کوچکی از قلمرو وسیع آگاهی ماست. آگاهی ما محتاج فکر کردن نیست. روشن شدگی یعنی رفتن به فراسوی سطح فکر.

 

قطره ی دانش که بخشیدی ز پیش متصل گردان به دریاهای خویش

 

همه هنرمندان دانسته یا نادانسته از منبع بی ذهنی الهام میگیرند و می آفرینند. آنگاه ذهن به بصیرت خلاق درون صورت خارجی می پردازند.

 

ذهن می تواند به خدمت چیزی بزرگتر از خود درآید.