جدید ترین مطالب



3

ذهن به آن معنایی که من آن را به کار میبرم فقط فکر نیست شامل احساسات و عواطف و الگورهای واکنشی عاطفی ذهنی تو نیز میشود.

احساسات در نقطه تلاقی ذهن و بدن به وجود می آید. واکنشی بدن به کنش ذهن توست یا به تعبیر دیگر انعکاس ذهن تو در بدن توست. یک فکر خصومت آمیز انرژی تقویت شده ای به اسم خشم که آماده ی جنگ می شود و باعث می شود بدن واکنش نشان دهد که صورت فیزیکی ترس است. 

احساسات قوی موجب تغییرات بیوشیمیایی در بدن می شود که احساسات را در حالت فیزیکی و شیمیایی مشاهده کنیم.

 

هرچه بیشتر با فکر خود خوش آمدن ها یا نیامدن ها یا قضاوت ها و تفسیر هایت یکی شوی که همه حاکی از حضور کمرنگ تو به عنوان تماشاگر آگاهیست انرژی عاطفی تو شدیدتر خواهد شد چه آگاه باشی چه نباشی.

اگر ارتباطت با عواطفت قطع شده است می توانی آنها را به طور خالص در سطح بدن خویش دریافت کنی. به صورت بیماری ها.

بدن خود را از درون احساس کن تا در تماس با عواطفت قرار بگیر. عاطفه انعکاس ذهن در بدن ماست. اما گاهی بین این دو نزاع قرار میگیرند. 

اگر نزاعی آشکار بین این دو وجود داشته باشد ذهن است که دروغ است اما احساس دروغ نیست. نه اینکه احساس خویشتن حقیقی توست بلکه احساس می تواند به طور نسبی وضعیت فعلی ذهن تو را نشان دهد. 

 

اگر تماشاگری را تمرین کنی همه ی آن چیزهایی که به طور ناخودآگاه در تو هستند از تاریکی های وجودت بیرون می آیند و در آفتاب آگاهی تو پهن می شوند.

از خود بپرس:‌در این لحظه در ذهن من چه میگذرد اما تحلیل و تجزیه نکن . تنها نگاه کن.

اگر به دلیل حضور نداشتن به یکی نگاری خود و احساساتت عواطف و احساسات به طور موقت جای تو می نشینند . الگوهای فکری و احساسات و عواطف یک دیگر را تغذیه می رسانند!‌که موجب تقویت یکدیگر می شوند. 

یک احساس اولیه ی ناآگاهانه موجب احساسات و عواطف بعدی می شود.ترس کمی به این احساسات نزدیک است.

 

عشق و شادمانی و یا احساس آرامش ژرف تنها در صورتی اتفاق می افتد که که شکاف بین ذهن و خود ایجاد شود.